شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

98

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

معاويه طى نامهاى به امام حسين عليه السّلام نوشت : من زمين شما را بازپس دادم و پولى را كه مسلم گرفته بود به خودش واگذار كردم « 1 » . ابو مخنف و ديگران روايت كردهاند ، وقتى مردم كوفه به حسين عليه السّلام نامه نوشتند ، امام عليه السّلام ، مسلم را خواست و او را به اتفاق قيس بن مسهّر و عبد الرحمن بن عبد اللّه و جمعى از فرستادگان مردم آن سامان ، به كوفه اعزام كرد و به وى دستور داد تقواى الهى را رعايت نمايد و برنامهء كارى خويش را نهان دارد و نسبت به مردم مهربانى نشان دهد ، اگر اتحاد و يكپارچگى مردم را ملاحظه نمود ، به سرعت حضرت را در جريان قرار دهد . امام عليه السّلام در نامهاى خطاب به مردم چنين مرقوم فرمود : « اما بعد : فقد ارسلت إليكم أخى و ابن عمّى و ثقتى من أهل بيتى مسلم بن عقيل و أمرته ان يكتب لى إن رآكم مجتمعين ، فلعمرى ما الإمام إلّا من قام بالحق » « 2 » . « اما بعد : برادر و پسر عمو و فرد مورد اعتماد خاندانم ؛ مسلم بن عقيل را به سوى شما فرستادم و به او فرمان دادم اگر شما را متّحد و يكپارچه يافت ، برايم نامه بفرستد ، به جان خودم سوگند ! پيشوا كسى است كه به حق و عدالت رفتار نمايد » و نظير اين سخنان . حضرت مسلم عليه السّلام در اواخر ماه مبارك رمضان ، مكه را به قصد مدينه ترك گفت و وارد مدينه كه شد در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز به جا آورد و با خانوادهء خويش خداحافظى كرد و دو راهنما از قبيلهء قيس ، اجير نمود كه هر دو ، راه را گم كردند و ديرى نپاييد كه از شدت تشنگى جان باختند . مسلم و همراهانش ادامهء مسير داده تا به آب رسيدند ، آن دو راهنما راه را به دو نشان دادند ، مسلم از منطقهء « مضيق » در حومهء « خبت » « 3 » نامهاى بدين مضمون

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 12 / 251 . ( 2 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 278 ؛ ارشاد : 2 / 39 . ( 3 ) . چاه‌هاى آب مربوط به قبيلهء كلب ، ( معجم البلدان : 2 / 343 ) .